MecnaMechanical Engineering of Ferdowsi University of  Mashhad

خانه

 آرشيو  

پست الكترونيك  

Yahoo! Group

تعداد بازديدکننده

آموزشی

 

آموزش

Mechanical Desktop 6.0

 

 

Introduction

Part 1

Part 2

Part 3

Part 4

Part 5

Part 6

Assembly

 


آموزش

 MATLAB 6


آموزش

AutoCad 2002


آموزش

Ansys 7.0

 

مثال های حل شده

 

آموزش مسايل سازه ای


آشنايي با

 متالوژي پودر

 

دانشگاه

 

دانشگاه فردوسي


ورود به سايت دانشگاه


اينترنشيپ


 

ميم شيمي82

 

دامپزشکي82 اروميه


متالوژي فردوسي

 

طراحی اجزاء

 

تمرکز تنش

(Peterson)


تمرکز تنش و نمودارهاي آن

(Collins)

 

 محاسبه ضريب تمرکز تنش

(آن لاين)


Factor Of Safety

 

وب و وبلاگ

 

 

 

خودرو وب

 

 خودروبلاگ

 

ساخت و توليد

 

مکانيک سيالات

 

mech81

 

لينکهاي خارجی

 

جستجوی مقالات خارجی در داخل دانشگاه فردوسی

 

دروس مهندسی مکانيک

 

 مجله الکترونيکي مهندسي مکانيک

 

انجمن مهندسان مکانيک امريکا

(ASME)

 

فرهنگی

 

پائولو کوئلو

 

کتاب های فارسی رايگان

لـينکـــسـتان

پنجشنبه ۳٠ امرداد ،۱۳۸٢

اطلاعيه واحدهای ارائه شده

برنامه انتخاب واحد و ليست واحدهای ارائه شده دانشجويان دانشکده مهندسي(مکانيک۸۱)

وروديهاي 79 و ما قبل 1 و 2و ۳ شهريور ماه
وروديهاي 80 و ما قبل 4 و ۵ و ۶شهريور ماه
وروديهاي 81 و ما قبل ۸ و ۹ و ۱۰ شهريور ماه

از روز يازدهم شهريور ماه تا سي و يكم شهريور ماه كليه دانشجويان مي توانند انتخاب واحد نمايند

اداره آموزش مکنا

ليست واحدهای ارائه شده به شرح زير است:

ساعت امتحان

امتحان

استاد

کلاس

نام درس

شماره گروه
14-17

روز دهم

علي بيات مختاري

شنبه 15-14

دوشنبه 12-10

مباني مهندسي برق1 4600230

1

8-11

روز چهارم

خليل فرهنگدوست

يکشنبه12-10

سه شنبه 18-16

ديناميك 4600320

1

8-11

روز چهارم

سيدمحمدرضا يوسف ثاني

يکشنبه12-10

سه شنبه 18-16

ديناميك 4600320

2

8-11

روز شسشم

مسعود طهانی

شنبه 18-16

سه شنبه 12-10

مقاومت مصالح1 4600330

01

8-11

روز ششم

حميد اختراعی طوسی

شنبه 18-16

سه شنبه 12-10

مقاومت مصالح1 4600330

02

8-11

روز اول

محمدرضا مدرس رضوی

شنبه10-8

دوشنبه16-14

ترمو ديناميک1 4600410

01

14-17

روز نهم

بهروز قندهاريون

يکشنبه10-8

چهارشنیه 18-16

برنامه سازی ۴۶۱۲۰۰۶

03

14-17

روز چهارم

مسعود طهانی

يکشنبه12-10

سه شنبه 18-16

استاتيک 4600310

01

17-20

روز ششم

اصغر برادران رحيمی

شنبه 12-10

چهارشنبه16-14

رياضی مهندسی 461202۱

01

17-20

روزششم

حميد اختراعی طوسی

شنبه 12-10

چهارشنبه16-14

رياضی مهندسی 4612021

02

17-20

روز هفتم

مجيد معاونيان

دوشنبه 18-16

زبان تخصصی 4600610

01

17-20

روز دوازدهم

 محمد کلاهان

شنبه 18-16

سه شنبه 12-10

علم مواد 4600371

1

 

ساعت امتحان

امتحان

کلاس

نام درس

شماره گروه
11-14

روز هشتم

يکشنبه 18 -16

سه شنبه 10-8

فيزيک2 402 41
8-11

روز هفتم

يکشنبه10-8

چهارشنبه 18-16

رياضی2 4000021 41
8-11

روز دوازدهم

شنبه12-10

دوشنبه18-16

معادلات 4000030 41
8-11

روز دوازدهم

شنبه12-10

دوشنبه18-16

معادلات 4000030 42

 

ساعت امتحان

امتحان

ساعت

کلاس

نام درس

شماره گروه      
8-11

روز نهم

14-16 یکشنبه معارف1 101 41 خواهران
8-11

روز نهم

16-18 یکشنبه معارف1 101 42 برادران
8-11

روز نهم

14-16 دوشنبه معارف1 101 43 خواهران
8-11

روز نهم

16-18 دوشنبه معارف1 101 44 برادران

 

ساعت امتحان

امتحان

ساعت

کلاس

نام درس

شماره گروه      
10.5-12.5

روز نهم

10-12 سه شنبه معارف2 106 41 خواهران
10.5-12.5

روز نهم

8-10 شنبه معارف2 106 42 برادران
10.5-12.5

روز نهم

14-16 چهارشنبه معارف2 106 44 برادران

 

ساعت امتحان

امتحان

ساعت

کلاس

نام درس

شماره گروه      
14-17

روز اول

10-12 شنبه تارِيخ اسلام 111 41 خواهران
14-17

روز اول

8-10 شنبه تارِيخ اسلام 111 42 برادران
14-17

روز اول

10-12 يکشنبه تارِيخ اسلام 111 43 خواهران
14-17

روز اول

8-10 يکشنبه تارِيخ اسلام 111 44 برادران
14-17

روز اول

14-16 دوشنبه تارِيخ اسلام 111 46 برادران

 

ساعت امتحان

امتحان

ساعت

کلاس

نام درس

شماره گروه      
14-17

روز سوم

14-16 سه شنبه انقلاب 112 41 خواهران
14-17

روز سوم

16-18 سه شنبه انقلاب 112 42 برادران
14-17

روز سوم

16-18 چهارشنبه انقلاب 112 44 برادران

 

ساعت امتحان

امتحان

ساعت

کلاس

نام درس

شماره گروه      
10.5-12.5

روز پنجم

8-10 شنبه اخلاق 252 41 خواهران
10.5-12.5

روز پنجم

10-12 شنبه اخلاق 252 42 برادران
10.5-12.5

روز پنجم

14-16 يکشنبه اخلاق 252 44 برادران
10.5-12.5

روز پنجم

16-18 دوشنبه اخلاق 252 46 برادران

 

ساعت امتحان

امتحان

ساعت

کلاس

نام درس

شماره گروه      
16-18

روز اول

14-16 دوشنبه متون 113 41 خواهران
16-18

روز اول

16-18 دوشنبه متون 113 42 برادران
16-18

روز اول

16-18 سه شنبه متون 113 44 برادران

 

ساعت امتحان

امتحان

کلاس

نام درس

شماره گروه      
8-10

روز اول

سه شنبه12-10

پنجشنبه12-10

زبان 251 41

همگی

8-10

روز هفتم

يکشنبه 16-14 تنظيم خانواده 259 41 خواهران
8-10

روز هفتم

يکشنبه 18-16 تنظيم خانواده 259 42 برادران

 

ساعت

کلاس

نام درس

شماره گروه
8-10 دوشنبه آزمايشگاه فيزيک1 403 41
10-12 دوشنبه آزمايشگاه فيزيک1 403 42
14-16 دوشنبه آزمايشگاه فيزيک1 403 43
16-18 دوشنبه آزمايشگاه فيزيک1 403 44
18-20 دوشنبه آزمايشگاه فيزيک1 403 45

 

ساعت

کلاس

نام درس

شماره گروه
8-10 دوشنبه آزمايشگاه فيزيک2 404 41
10-12 دوشنبه آزمايشگاه فيزيک2 404 42
14-16 دوشنبه آزمايشگاه فيزيک2 404 43
16-18 دوشنبه آزمايشگاه فيزيک2 404 44
18-20 دوشنبه آزمايشگاه فيزيک2 404 45
8-10 سه شنبه آزمايشگاه فيزيک2 404 46
10-12 سه شنبه آزمايشگاه فيزيک2 404 47
12-14 سه شنبه آزمايشگاه فيزيک2 404 48
16-18 سه شنبه آزمايشگاه فيزيک2 404 49
18-20 سه شنبه آزمايشگاه فيزيک2 404 50

 

استاد

ساعت

کلاس

نام درس

شماره گروه

محمد بکائيان

14-17 يکشنبه کارگاه ماشين ابزار 4612005 01

هاشم شاهوار

14-17 سه شنبه کارگاه ماشين ابزار 4612005 02

 هاشم شاهوار

14-17 يکشنبه کارگاه اتومکانيک  ۴۶۰۰۰۰۶ 01

 محمد حاجبی

8-10.5 شنبه کارگاه جوشکاری 4612003 01

 محمد حاجبی

10.5-13 يکشنبه کارگاه جوشکاری 4612003 02

محمد راشدی

14-17 يکشنبه کارگاه جوشکاری 4612003 03

محمد بکائيان

14-17 سه شنبه کارگاه جوشکاری 4612003 04

محمد بکائيان

8-12.5 يکشنبه نقشه کشی صنعتی2 4600290 01

محمد راشدی

8-12.5 سه شنبه نقشه کشی صنعتی2 4600290 02


سه‌شنبه ٢۸ امرداد ،۱۳۸٢

ذره ای مهربان باش...

شايد وقتي اين نوشته رو بخونيد با خودتون بگين چه ربطي داشت به مکانيک و از اين حرف ها، براي همين در انتهاي همين نوشته تلاش زيادي شده تا هرجور شده  ارتباطي منطقي، غير منطقي، تنگاتنگ، ملموس، نا ملموس و به هرشکل ممکن ايجاد بشه.خوب همه حس بگيريد چند لحظه اي قراره با هم چند قطره اشگ بريزيم.داستان کوتاه زير از طرف « مصطفي نقي زاده» به دست ما رسيده که نمي دونم از توي کدوم مردابي اون رو پيدا کرده، خلاصه از مصطفي به خاطر اينکه به عنوان اولين نفري که به اطلاعيه سر در وبلاگ توجه کرد (سمت چپ آگهي تبليغاتي) تشکر مي کنم.

*****

آفتاب غروب از ميان ابرهاي سرخ مي درخشيد، پايان روز طوفاني بود و باران در مجمر سوزان مغرب چون شراره هاي آتش به نظر مي رسيد.

غوکي بر آسمان مي نگريست،مبهوت و آرام انديشه مي کرد با تمام زشتي اش مفتون زيبايي جهان اطرافش بود.راستي آنکه چمن را پرگل و آسمان را پرستاره ساخت،زشتي و محنت را براي چه مي خواست. برگ ها از ميان درختان عقيق فام ارغواني مي نمود. آب باران از درون سبزه در گودال مي درخشيد.شب آرام آرام بر سر جهان نقاب سياه مي کشيد و غوک در غفلت و فراموشي دور از ترس و کينه همچنان بر هاله عظيم خورشيد خيره بود.شايد که آن موجود منفور نيز خود را پاک و منزه مي شمرد، شايد.

مردي از آنجا گذشت،از ديدن غوک آزرده شد و پا بر سرش گذاشت.اين مرد عابري بود که مشغول زمزمه با خداي خود بود!!!

پس از او زني آمد که گلي بر سينه داشت. او نيز نوک چتر خودش را در چشم غوک فرو برد...

ديگر مدرسه بچه ها تعطيل شده بود و بچه هاي مدرسه نيز يک يک سر مي رسيدند.در چشمانشان ذوق بازي و شادي موج مي زد.غوک لحظه اي ترسيد و تن زخمي اش را در گودال پر آب انداخت و خود را کشان کشان پيش مي برد.افق مزرعه کم کم تاريک مي شد و آن حيوان سيه روز دنبال شب مي گشت. کودکان به دنبال غوک مسکين مي دويدند و با هم فرياد مي زدند که : اين حيوان پليد را بکشيم.پس هريک خندان و شاد با ترکه تيزي به آزار غوک پرداختند.يکي چوب در چشمش کرد و يکي جراحتش را مجروحتر ساخت. عابران نيز به کار آنها مي خنديدند و با خنده تشويقشان مي کردند.
غوک مي گريخت. يک پايش جدا شده بود. مرگ بر او سايه افکنده بود اما کودکان باز هم به دنبالش مي دويدند. يکي از کودکان با بيلچه شکسته اي بر سرش مي زد و با هر ضربه از دهان غوک خون فرومي ريخت و کودکان مي گفتند:چقدر بد ذات است! از دهانش خون مي ريزد!
واي از اين سياه کاري! بدبختان را شکنجه مي کنند و بر زشتي و زبوني ، کراهت و نفرت از آنها را نيز مي افزايند.کودکان که هرگز تا آنروز چنان تفريحي نکرده بودند،همه با هم فرياد مي زدند و مي خنديدند.بزرگترها به کوچکترها مي گفتند بياييد سنگي بزرگ برسرش بزنيم و کارش را بسازيم.همه چشم ها غوک بيچاره را مي جست،خشم و لذت با هم آميخته بود.يکي از کودکان سنگ بزرگي برداشت. از شوق،سنگيني آنرا احساس نمي کرد. از دور صداي ارابه اي به گوش رسيد. چشم ها به سوي ارابه برگشت. آن را خر پير و ناتواني مي کشيد که پس از يکروز راهپيمايي به طويله مي رفت. با هر گام باران تازيانه بر او مي باريد. در سراشيب راه آن حيوان بي اراده پيش مي رفت و غرق انديشه بود. انديشه ژرفي که هيچگاه بر آدمي ميسر نيست!
کودکان فرياد زدند سنگ را روي غوک مينداز،صبر کن ارابه برسد و از روي آن بگذرد،اين تماشايي تر است !
همگي منتظر ايستادند،خر با آنهمه خستگي و اندوه و درماندگي از ديدن غوک به رحم آمد.حيوان صبور زنجير و بند ارابه را بزحمت بر عضلات خون آلود خود استوار کرد و دشنام هاي صاحبش را اعتنايي نکرد و چرخ ارابه را به دشواري منحرف ساخت و غوک مسکين را با بچه ها تنها گذاشت.با تازيانه اي ديگر راه خود را در پيش گرفت.
کودک براي لحظه اي سنگيني سنگ را احساس کرد و آن را رها کرد. گويا آوايي دروني به او مي گفت :ذره اي مهربان باش...
بچه ها رفته بودند و غوک تنها مانده بود، نگاهي به آسمان انداخت.با خويش چيزي را زمزمه کرد و چشمانش را براي هميشه بست.

*****

خسته نباشيد،خوب حالا اين رو من چه کارش کنم؟!!! قورباغه چه ربطي داره به مکانيک؟!؟
تا حالا من بودم و خط خرچنگ قورباغه مصطفي نقي زاده و صفحه کليد و ياد شما؛ اما حالا خرچنگه رفته،اين غوکه هنوز هست تازه بچه هاي مکانيک هم اضافه شدند.مطمئنم با اولين کلمه اي که بنويسم طوفان نوح به پا خواهد شد.هر چي باداباد! همه تلاشم رو مي کنم تا اين تشت فرسوده اي که توي اين مرداب به من سپردند رو به ساحل سلامت برسونم بطوريکه به هيچکدومتون برنخوره...
شايد پيام داستان رو همتون گرفته باشيد،اونجايي که ميگه:بيا و ذزه اي مهربان باش...کافيه خودتون رو فقط لحظه اي بذارين جاي قهرمان داستان ما، فکرش رو بکنيد چقدر سخته و درد آوره که بعد از چهارسال اين چنين رقت بار و ملامت انگيز چشم از اين دانشکده برگيريم و راه خويش در پيش.
دوست خوبم،آن گاهي که پيامي مي نويسي و يا هر لحظه پاک ديگري از زندگيت سنگيني آن سنگ را به خاطر بسپار و به تازيانه اعتنا مکن.
خوب ديگه گريه و زاري بسه،بلند شيد! بلند شيد! بالشاتون رو بردارين برين سر جاتون بخوابيد.
هرچند هيچ ربطي نداره ولي خوندن نوشته هاي ادبي هر از چند گاهي بدک نيست.همه چيز بستگي به نظر شما داره. اصلن مي تونيم يک مسابقه بذاريم و به نويسنده بهترين نوشته به قيد قرعه،دسته جمعي بگيم :آفرين. اين طوري ديگه دست از نوشتن برمي داره و خيال همه راحت ميشه.


 


شنبه ٢٥ امرداد ،۱۳۸٢

کيمياگر

«کيمياگر» کتابی که يکی از کاروانيان به همراه آورده بود،به دست گرفت.
کتاب جلد نداشت،با اينهمه توانست نام نويسنده را دريابد : اسکاروايلد. در حالی که کتاب را ورق می زد به داستانی برخورد که درباره «نرگس» بود.
کيمياگر افسانه نرگس را می شناخت،مرد جوان و زيبايی که هر روز به کنار درياچه می رفت تا زيبايی خويش را در آب تماشا کند.او آنچنان مجذوب تصوير خويش می شد که روزی به آب افتاد و در درياچه غرق شد.
در مکانی که به آب افتاده بود، گلی روييد که آن را گل نرگس ناميدند.
اما اسکار وايلد داستان را به اين شيوه تمام نکرده بود.
او نوشته بود که پس از مرگ نرگس،پريان جنگل به کنار درياچه آب شيرين آمدند و آن را لبالب از اشگهای شور يافتند.
پريان پرسيدند:چرا گريه می کنی؟
درياچه جواب داد: من برای نرگس گريه می کنم.
پريان گفتند:هيچ جای تعجب نيست، چون هرچند که ما پيوسته در بيشه ها به دنبال او بوديم تنها تو بودی که می توانستی از نزديک زيبايی او را تماشا کنی.
آنگاه درياچه پرسيد:مگر نرگس زيبا بود؟
پريان شگفت زده پرسيدند: چه کسی بهتر از تو اين را می داند؟او هر روز در ساحل تو می نشست و به روی تو خم می شد!
درياچه لحظه ای ساکت ماند و سپس گفت:من برای نرگس گريه می کنم،اما هرگز متوجه زيبايی او نشده بودم.من برای نرگس گريه می کنم زيرا هربار که به روی من خم می شد، می توانستم در ژرفای چشمانش بازتاب زيبايی خويش را ببينم.
کيمياگر گفت:چه داستان قشنگي.

پائولو کوئيلو
نظر شما چيه؟قشنگ بود؟


جمعه ۳ امرداد ،۱۳۸٢

هدف شما از انتخاب رشته مکانيک چيه؟

« مکانيک» ،اين کلمه شما رو ياد چي مي اندازه ،بذارين چند تا از اون  چيزهايي که به احتمال 90 به بالا به ذهن شما مياد رو خودم بگم:
گريس ، آچار فرانسه ، روووغن(از نوع سياه و غليظش)، سگدست ،آچار شلاقي و.....اصلا از اين واژه روغن مي چکه  وقتي با کيبورد اون رو تايپ مي کنم دستام رووغني ميشه،الان هم اگر غلط املايي پيدا کردين(عمراً)به خاطر اينه که نمي تونم نوشته هاي روي صفحه کليد رو درست بخونم.اما مي خواستم اين رو بگم که توي اين همه روغن و گريس يک سؤال ذهن همه آقا پسرهاي گل و گلاب مکانيک رو به خودش مشغول کرده و اون هم اينه که:
«اين دخترها براي چي ميان مکانيک ؟!؟»
شايد بارها و بارها در اين مورد با هم به بحث و گفتگو نشستيم(ببين ما ديگه چقدر بيکاريم؟) ولي به هيچ نتيجه اي نرسيديم ، اصلا اين قضيه چيزي شبيه هسته گلابي است.فکر مي کنين وجه شبهش چي باشه؟درسته ، هيچکدوم قابل هضم نيستند،اگر باور نداريد امتحان کنيد.براي همين يکبار ديگه در اينجا از زواياي مختلف اين موضوع رو مورد تحقيق و مطالعه قرار مي دهيم:

انتخاب رشته:

تا دنيا، دنيا بود پسرها مي رفتند رشته رياضي، دختر ها هم يا مي رفتند انساني يا تجربي و گلدوزي و خياطي(با الگو و بدون الگو) تا اينکه دنيا کمي بهم خورد و عده زيادي از ايشان به اشتباه رشته رياضي رو برگزيدند.توي دانشگاه هم تا دنيا، دنيا بود از بين رشته هاي مهنسي سهم دخترها  کامپيوتر و شيمي و کمي تا قسمتي برق و عمران بود والسلام. ولي ناگهان اولين دختري که مکانيک روانتخاب کرد زمين به لرزه درآمد و نزديک يک قرن بعد زماني که اولين دختر در اين رشته قبول شد چيزي از اين کره خاکي ديگر باقي نماند.

دانشگاه آزاد اسلامي

در اين مکان به شکل وسيعي در رشته هاي مهندسي از جمله مکانيک حکومت نظامي اعلام شده،وحضور بانوان در اين رشته و ساير رشته هاي فني به هر عنواني منع شده وازسطح کارداني کامپيوتر پا فراتر نگذاشته است.اصلا رئيس دانشگاه گفته يا من يا اون، با هم نميشه مسئوليت داره.

سر کلاس استاتيک

استاد در حين درس دادن بخش تسمه ها متوجه ميشه که اين دو سه رديف جلو هيچي متوجه نميشن،استاد تمام سعي خودش رو ميکنه تا با مثالي ساده مطلب رو جا بندازه.ميگه خانوم شما تابحال تسمه پروانه پيکان رو ديدين؟ سه رديف جلو سرها همزمان از پايين به طرف بالا حرکت ميکنه.استاد کمي بيشتر فکر ميکنه و ميگه:تسمه کولر رو چطور؟ سرها مجددا همون مسير قبلي رو طي مي کنند.توي اين وضعيت بحراني يک پسر باهوش از ته کلاس توجه سه رديف جلو رو به تسمه چرخ خياطي جلب ميکنه و ناگهان سه رديف جلو همصدا و هماهنگ ميگن:آهـــــــــــــــان!!!!

سر کلاس نقشه کشي

دانشجو: مي بخشيد استاد ميشه اين قسمت از شکل رو توضيح بدين؟؟؟

استاد: برو اون خطکش و مدادت رو بيار(استاد مشغول کشيدن نقشه خانوم می شوند)

دانشجو: استاد از بالا که نگاه کنيم اين خط زيري ديده ميشه؟

استاد: برو اون خطکش و مدادت رو بيار....(استاد دوباره مشغول کشيدن نقشه می شوند)

دانشجو: استاد پرگارم رو هم بيارم؟

استاد:خط کش ۴۵ درجه ات هم بيار، شايد لازم شد.

.......ودر پايان؛

دانشجو: مي بخشيد استاد نقشه ما کامل شد.ببينيد خوب شده!!!!

استاد:خانوم اگر خواستي بري اين خطکش و مدادت رو هم ببر.

نتيجه گيري

اگر از هر زاويه اي به موضوع نگاه کنيم هيچي نمي بينيم،گفتم که اين موضوع شبيه هسته گلابيه، شايد هم يه خورده بزرگتر،هرچي فکرش رو مي کنيم توي کارخونه ها، دخترها مي خوان چه کار کنن، بي فايده است، خوشبينانه ترين حالتش اينه که نقشه کش بشن که وصف نقشه کشيدنشون رو هم شنيديد.بنابراين هيچ نتيجه اي نمي توان گرفت.تنها راه ممکن باقي مانده اينه که از خود دخترها بپرسيم که چرا اين رشته رو انتخاب کردند،اما پيش بيني ما:« ده بيس سي چل پنجاشست هشتاد هفتاد نود صد حالا که رسيد به صدتا(فرم انتخاب رشته) ما ميزنيم مکانيک»

«منتظر پاسخهاي شما به اين پرسش هستيم»