MecnaMechanical Engineering of Ferdowsi University of  Mashhad

خانه

 آرشيو  

پست الكترونيك  

Yahoo! Group

تعداد بازديدکننده

آموزشی

 

آموزش

Mechanical Desktop 6.0

 

 

Introduction

Part 1

Part 2

Part 3

Part 4

Part 5

Part 6

Assembly

 


آموزش

 MATLAB 6


آموزش

AutoCad 2002


آموزش

Ansys 7.0

 

مثال های حل شده

 

آموزش مسايل سازه ای


آشنايي با

 متالوژي پودر

 

دانشگاه

 

دانشگاه فردوسي


ورود به سايت دانشگاه


اينترنشيپ


 

ميم شيمي82

 

دامپزشکي82 اروميه


متالوژي فردوسي

 

طراحی اجزاء

 

تمرکز تنش

(Peterson)


تمرکز تنش و نمودارهاي آن

(Collins)

 

 محاسبه ضريب تمرکز تنش

(آن لاين)


Factor Of Safety

 

وب و وبلاگ

 

 

 

خودرو وب

 

 خودروبلاگ

 

ساخت و توليد

 

مکانيک سيالات

 

mech81

 

لينکهاي خارجی

 

جستجوی مقالات خارجی در داخل دانشگاه فردوسی

 

دروس مهندسی مکانيک

 

 مجله الکترونيکي مهندسي مکانيک

 

انجمن مهندسان مکانيک امريکا

(ASME)

 

فرهنگی

 

پائولو کوئلو

 

کتاب های فارسی رايگان

لـينکـــسـتان

چهارشنبه ۳٠ مهر ،۱۳۸٢

دعوای خانگی

در مقطع کارشناسی
از همان روزهاي اول که بچه هاي جامدات و سيالات با هم روبرو شدند بطور غريزي اوضاع اينطور بود که جامداتيها فخر مي فروختند و سيالاتيها عرقهاي پيشاني را پاک مي کردند،بنده هاي خدا چاره ديگري هم نداشتند، بچه ها همه توي جو کنکور بودند اين جماعت هم از نظر رتبه بجز يک مورد در ورودي هاي81 حرفي براي گفتن نداشتند.خلاصه تا جايي که حافظه ياري مي کنه ترم اول و دوم به روشهاي گوناگون به سر و کله هم مي پريديم. اولين جلسه فيزيک1 دکتر خالصه گفت: انگار اين کلاس همه مکانيک هستند و احيانا چند نفري که سيالات مي خونند!!! بچه هاي جامدات هم بي رحمانه هرچيزي که يه جوري به لوله کشي( لوله کشي ساختمان،سيفون،لوله بخاري و ...) مربوط ميشد رو به سيالاتي ها نسبت مي دادند.
اما کم کم همه به اين رسيدند که اين دو رشته توي اين مقطع(کارشناسي) هيچ فرقي با هم ندارند و ديگه به هم گير نمي دهند.

مقطع کارشناس ارشد
يکي از ويژگيهاي اردوي دره سيب ( بعدا توي همين وبلاگ بيشتر از اين، از دره سيب خواهيد خوند) اين بود که شش هفت نفر از بچه هاي ارشد هم با ما اومده بودند و در عين ناباوري چنان جنگي بين سيالاتي ها و جامداتيهاشون بپا بود که دهان همه ما باز مونده بود، يعني هنوز که هنوزه اين دعواي قديمي خانواده مکانيک حل نشده، فقط تنها فرقي که بين دعواهاي اونها با ما وجود داشت اين بود که حرفاشون ديگه خيلي تخصصي بود و ما متوجه نمي شديم،مثلا بجاي لوله کش و از اين چيزها کلمه هايي مي گفتند که ما فقط گوش مي داديم به اين اميد که روزي بزرگتر بشيم تا شايد متوجه بشيم اينها چي مي گفتند!

اما اين مقطعي که مي خوام بگم واقعا کف کردن داره...
البته به رشته خودمون هيچ ربطي نداره ولي در جاي خودش قابل توجه و تامله:
آقاي مهندس بيات مختاري که معرف حضور همه دوستان مکانيک 81 هستند؟ چند روز پيش توي راهروهاي دانشکده آقاي بيات رو ديدم که چشمش به يکي از اساتيد عمران افتاد، بعد از کلي احوال پرسي و ماچ و بوسه، عمرانيه پرسيد حال شما چطوره؟ آقاي مهندس گفت:حال من، آقا ما رو کيش و مات کردين....
عمران: شما برقي ها هميشه جلوي ما عمرانيها کم ميارين
مهندس بيات: واقعا، همتان بيل و کلنگ داريد
عمران: شما هم همش دنبال کارهاي ظريف مي گردين و جلوي ساختمانهاي ما کم ميارين....
دهانم در طول اين احوالپرسي در موقعيت کاملا باز قرار داشت وگاهي صداهاي نامفهومي از حنجره ام نشت مي کرد:اااااا.....