آناهاتا

آناهاتا يعنی عشق،يعنی راز وجود انسان،‌تنها دليل زيستن و بوجود آمدن.
 گوهری که او در انسان تعبيه کرد و برای عاشق شدنش در او دميد.
جهان با تبديل انرژی به جرم بوجود آمد ،‌پروتون و الکترون بوجود آمدند ،خوب بوجود آمد و بد بوجود آمد، تمام ضديت ها شکل گرفتند و عشق درون انسان تعبيه شد تا بواسطه آن بين پروتون ها و الکترون های وجودش هماهنگی ايجادکند و تمام ضديت ها را ازبين ببرد و به وحدت وجود برسد و او شود و بانگ اناالحق سر دهد و تمام قيد و بندها را از بين ببرد و درجه آزادی را به اوج رساند.
و اين است آزادی انسان.

نگارنده:صادق عيدی
/ 5 نظر / 7 بازدید
mosaferi az afghanestan

آناهاتا خود دليلی بر اسارت انسا ن است نه آزادی او

shayan

خوب بود ولی من فکر کنم عشق آزادی ولی بعدش همش درد سره و گرفتاری.

رهگذر(صادق عيدی)

<آسمان بار امانت نتوانست کشيد><قرعه کار به نام من ديوانه زدند> اين تحفه ايست که من و شما قبول کرديم و او به من و شما افتخار کرد به خاطر قبول اين تحفه ٬ با عرض معذرت ديگه نميشه زيرش بزنيم . به قول معروف : آش کشک خالته بخوری پاته نخوری پاته.

رهگذر

من ميگم اين اسارت عين آزادی است. شما دوست نداری اسير دختر شاه پريا بشی؟(یا دوست نداری اسیر معشوق بشی؟) (جملات بکار برده شده بيشتر برای انتقال مفهوم مورد نظره ٬‌ خلاصه ببخشید)

رهگذر

<حديث عشق ميسر نمی شود بی رنج > < بلی به حکم بلا بسته اند عهد الست>***< راهی است راه عشق که هيچش کناره نيست ><آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نيست >