کار در منزل طراحی اجزاء

اول اينکه ما برگشتيم، با ظاهری ساده تر و به اميد خدا با مطالب پربارتر و با همکاری بيشتر.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

دوم اينکه کار در منزل درس طراحی اجزاء، طراحی يک ماشين الياف پيچ مواد مرکب(Filament Winding ) است، جالبه نه، هنوز هيچی نشده بحث جدی شد!

خوب تصوير زير شمای يک چنين ماشينی است، البته خيلی پيشرفته تر ازچيزی است که ما بايد تحويل بديم.

آنچه از ما خواسته شده شامل سه قسمت است:

1-      چرخش محور اصلی و قطعه

2-      حرکت رفت و برگشتی راهنمای نخ

3-      تعيين زاويه نخ

سايت های زير شايد در اين زمينه مفيد باشند.

 موفق باشيد.

 http://www.addax.com/technology/filament_winding.html

http://www.netcomposites.com/education.asp?sequence=58

 http://www.tifac.org.in/news/acfil.htm

http://ceaspub.eas.asu.edu/cement/papers/forum2.pdf

/ 8 نظر / 10 بازدید
sifun team

مرسی از همه مهندسها/ ما هم فنی خونديم و البته نساجی ولی نميدونيم چرا از ادبيات و فلسفه سر در اورديم/ وبلاکتون شکيل و اميدواريم که کاملا فنی باشه بيا و سيفون sifun.persianblog رو هم بکش.

sara shayan

به اطلاعتون برسونم که اين جا قراره با کمک همه دوباره راه اندازی بشه

neda

سلام قالب جديد تون خيلی قشنگ ولی جای ما خالی اگه اين بار هم مارو لينک کنی ممنون ميشم

m.s

چه حالی ميکنين لينک ما اين جايه....... نه

بابک

سلام به بچه های بی بخار مکانيک. می خواستم بگم جلسه اينده مکانيکال لکچر با موضوع دخترهای مهندسدر روز سه شنبه ساعت ۱۱.۴۰ بر گزار ميگردد

ensane hadafmand

زندگی زيباست زندگی منشوریست که يه طرفش فلانه و .... آيا واقعا همينطوره؟ خيلي ها ميگن قشنگی زندگی تو سختی کشيدناشه خب راس ميگن منم تجربه کردم ولی وقتی زندگيت يکنواخت شد چی؟توشم هر چی بگردی هيچی hardness يم نباشه که بکشی؟يا وقتی که يکيو که همه ی حرفاتو بهش می گفتی يعنی سنگ صبورت بودو همش با خنده جوابتو ميداد طوری که به زندگی اميدوار ميشدی اگه depressed بشه بازم ميگی زندگی شيرينه؟يا ميگی اينم يه نوع سختيه؟ميدونم احمد جون که اين حرفا جاش اينجا نيس ولی چيکار کنم

edame ensane hadafmand

اصلا بذار يه جوری بگم که خوب بفهمی همه وقتی ميخان از زندگيه هدفمند حرف بزنن مثال کوه رو ميگن همونی که هدف رو قلشه منتهی کوهی که من بايد برمو هدفمو ور دارم يه شکل جالب داره بعد کلی زحمت کشيدنو بالا رفتن به يه راه آسفالت شده رسيدم اونو که ادامه دادم بد ازين که خوب وقتمو هدر دادم فهميدم که آخر اين راه وصل ميشه به وسطاش يعنی بازگشت به عقب ولی يه فرق داشت اونم اينکه يه تابلو اونجا زده بودن : با عرض پوزش بعلت حرکت دورانی زمين هدف شما از روی زمین افتاده پايين معلوم نیس کجای فضاس ميتونی همينجا دور بزني اگه دلت خاست سوت هم بزن يا اينکه بری پايين کوه وبلاگ درست کنيو شعر بگي باتشکر خدا خب من که مثل صادق بلد نبودم شعر بگم همونجا هی دور زدم و هی خودمو سرزنش کردم که چرا انقد هدف بزرگی انتخاب کردم که بیوفته پایین حالام اومدم اینجوری حرفامو بگم

ر مثل مکانيک

آشنا به نظر می رسی انسان هدفمند! حالا مهم نيست که کی هستی و از کجا منو می شناسی و ... مهم يک سری حرفهاست که اينجا نوشتی و جای تو دارند الآن با هر کس که اين ها رو می خونه حرف می زنند، حرفهات خيلی قشنگ بود ولی به دل ننشست چون دپرس کننده بود، خیلی از ما کلی انرژی داريم که بايد يه جوری خاليش کنيم و اگه جای مناسبی پيدا نکنيم يا هدر ميره يا ميريزه رو سر و صورت خودمون!/انسان هدفمند! به همين اعتقاد پيدا کن که بايد شرايط تغيير کنه، امروز از گوشه کنار می شنوم که بچه ها، بعضی ها که اصلن فکرش رو نمی تونی بکنی می خوان بيان و برای انجمن علمی سال ديگه کانديدا بشن، خوب بعد از اين که تعجب کردی بايد خوشحال باشی که بچه ها به اين اعتقاد دارند که بايد شرايط تغيير کنه! بايد چيزی غير از اينی که هست باشه،این طوری امثال منو تو هم راحت تريم، وقتی همه بيان وسط، مطمئنی که شرايطی که تو حس می کنی ،حالا ديگه همه حس می کنند. خوب اين فکرها کم کم به واقعيت تبديل می شه و بالاخره تغيير اتفاق می افته و يک حس مثبت به من ميگه که هر تغييری سرانجامش شيرينه، حتی اگه يه روز خودم رو بخوان عوض کنند.