سال تحصیلی 81-82 در یک نگاه

یکسال گذشت، فکرش رو بکنید تنها 3تااز این یکسال ها از این دوران شیرین باقی مانده، پس قدرش رو بدونیم.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اما این یکسال چطور گذشت؟:

 

اردوی یکروزه در دانشگاه

بعد از دو ساعت سخنرانی از خورد و خوراک، چنان خورشتی ازچمن و علف به خورد ما دادند که تا شبش هیچ کس مطمئن نبود فردا را خواهد دید یا نه؟!

بعدش هم اگر یاد دوستان باشه با این الگانس های دوره پدر بزگهای من و شما یک دور قمری در دانشگاه زدیم تا رسیدیم به دانشکده با شکوه مهندسی، توی این راهروها چنان بچه ها را چرخاندند که هیچ کس نفهمید کدام راهرو به کدام گروه تعلق دارد، فقط تنها چیزی که یاد همه باقی ماند این بود که سر هر راهرو چهار دستشویی قرار گرفته است.

کلاسورهایی هم که روی آن سال تحصیلی 81-82 نقش بسته و هنوز خیلی ها از آنها استفاده می کنند مانند نشانی بر پیشانی 81ی ها آنها را از سایر ورودی ها متمایز می ساخت.

 

آغاز سال در تریا

عظمت دانشگاه فردوسی با این حرکت تکمیل شد که افتتاحیه دانشکده مهندسی در تریا برگزار شد، فکر می کنم بعد بچه های مکانیک را به کلاس 5 بردند و دکتر مقیمان و کدخداییان  برای ما سخن راندند، بعد هم با یکی از استاد ها در گروه دوری زدیم و روز نخست هم چنین پایان یافت.همان روز چند نفری ادبیات داشتند ولی اولین کلاس اکثر بچه ها روز یکشنبه ساعت 2 تا4 بعد از ظهر با درس فیزیک(1) شروع شد.

 

کلاس شیمی

برای جامداتی ها خاطره انگیزترین کلاس، کلاس شیمی بود، آقای بحرالعلوم چنان اشتیاق و علاقه ای از خود نشان می داد که همیشه نیم ساعت زودتر به سر کلاس می آمد، تا نیم ساعت بعد از کلاس هم با بچه ها گپ می زد، درس استاد چنان عمیق بود که کمتر کسی می فهمید استاد چی میگه؟ولی بنده خدا خیلی زحمت می کشید.یادم میاد همیشه چهارشنبه ها سر کلاس 9 می نشستیم بعد دانشجویان سال بالایی می آمدند و می گفتند ما اینجا کلاس بهینه سازی داریم بعد ما می رفتیم یک کلاس دیگه...

حامد کفاش تنها 5 دقیقه اول و آخر کلاس حضور به هم می رساند،علی کهنمویی و مینا مهرگان شاگرد اولهای  کلاس بودند که همیشه مرتب و منظم تمرین های استاد را می نوشتند و استاد از همان جلسه های اول دوم اراده کرده بود به این دو نفر 20 بده.از جالب ترین بخش های کلاس تمرین حل کردن بچه ها بود که به پای تخته می رفتند و برگه استاد را می گرفتند و می نوشتند و می آمدند پایین،استاد هم کلی سپاس و تشکر می کرد.

 

برای بچه های سیالات هم انگار کلاس آقای امان خاطرات زیادی بجای گذاشته، چون در طول سال حرکات و صدای این استاد ورد زبان بچه های این رشته بود.

 

ترم دوم ، کلاس استاتیک

دیگه لازم به گفتن نیست که این ترم چگونه با مهندس به سر رسید.لطف آقای دکتر هم به بچه های کلاس خودشون زبانزد بچه های کلاس آقای مهندس بوده وهست.

 

گروپ مکانیک

14 آذرایجاد شد واز بعد عید خیلی اتفاق ها در آن افتاد که هر کدام آنها یک کتابچه نیاز به توضیح داره.

 

اردوی قره سو(با حضور 43 نفر از بچه های مکانیک و نزدیکان وابسته)

یک روز خوش، یک دنیا خاطره خوش، که خوشی آن دیری نپایید.

 

دانشجویان مهمان

اکثرا ارتباط خوبی با بچه ها برقرار کردند، بچه ها هم خیلی صمیمی با آنها برخورد کردند.

 

گفتگوی ایرانی

6 یا 7 جلسه در طول سال برگزار شد که بغیر از یکی دو جلسه بقیه جلسات با استقبال خوبی روبرو شد، به عنوان تجربه ای نو در این دانشکده تقریبا موفق بود، اگرچه مشکلات و مسایل مختلفی را به دنبال خود داشت ولی .....قضاوت با شما: بودنش رو ترجیح می دهید یا نبودنش؟!

 

اردوی اخلمد(با حضور 27 نفر از بچه های مکانیک)

اردویی که در ابتدا به قصد دور هم جمع شدن دوباره همه بچه ها قرار بود برپا بشه ولی با چندین اتفاق همزمان این کار انجام نشد، ولی با همه این مسایل برگزار شد و روز خوش دیگری در خاطرات بچه های مکانیک81 رقم زد.

 

اگر موضوع مهمی به نظرتون می رسه که از قلم افتاده یا برای بقیه خوندنش جالبه، تردید نکنید، حتما بنویسید.

/ 1 نظر / 4 بازدید
babakjamali

سلام به همه دوستان سالی که گذشت سال دوستی ها بود سال خنده ها سال عشه ها وسال اشکها و لبخندها اميد دارم دوباره با شما باشم در کنار عزيزانم ياد همه دوستيهامان بخير احمد عزيز از اين که اشک را در چشمانم اويختی ممنون i love any body با تشکر ويژه ازhamed,vahid ali ,ali,ali,ali,ali,ali,mina,komeil,masouds,arash ...